تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H

 

مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست

 
دریا همون دریا بود

هرچی میخوام خاطره نویسی نکنم نمیشه! بعضی ها میگن تو خوره دوربین و عکسی و خیلی ها هم بهم میگن که اینجا شده مثل دفترچه خاطرات یه جهانگرد. موندم شما چقدر حوصله دارید میاید اینجا...

چهارشنبه بدون هیچ گونه برنامه و تعیین وقت قبلی تصمیم گرفتیم که به زیارت شمال کشور مشررف بشیم. اینبار رویان ما رو طلبید. شهری بین نور و چالوس. تازه وقتی از امامزاده هاشم ردشدیم احساس کردم دارم میرم سفر. این جاده هراز واقعا خشک و بی آب و علفه در مقایسه با چالوس. تو راه گردو فروش های کولی توجه همه رو به خودشون جلب مبکرند. عجب تیپ هایی...

رسیدن همون و خواب همون … تازه خاله قورباغه راهش رو گم کرده بود و اومده بود تو رخت خواب من.

صبح ساعت 4 رفتیم چالوس تا گوسفند بگیریم واسه قربونی... آی چقدر من بدم میاد!! جالب اینکه کشتارگاه کنار قبرستان یا به قول اونا مزار بود. چقدر کثیف و چقدر آلوده... باید بودید و می دیدید تا دیگه تو شمال دل و جیگر نخورید!

نیم ساعت بیشتر طول نکشید تا یخچال پر از گوشت شد ...

بفرمایید صبحانه البته نه جیگر!

جای باصفایی بود خیلی قشنگ و دیدنی... فقط هوا گرم بود ... همش زیر پنکه بودیم.

عروس و داماد هم داشتیم. اومده بودند عکس بگیرن.

دریا همون دریا بود. بدون هیچ گونه تغییری البته یکمی جلوتر و یکمی عصبانی تر...

راستی اسم همتون رو روی شنها نوشتم ولی مگه موجا میگذارند. همشون پاک شد.

عجب کبابی بود ... بیچاره گوسفنده!

خلاصه خیلی کم بود ولی خوش گذشت و خستگی امتحانای ندادم رو بدر کرد. جاتون خالی... اینم یه فیلم کوتاه از اونجا به حجم 2 مگابایت.

بفرمایید بلال

اینم از تونل کندوان

شاید باورتون نشه ولی همش منتظر بودم تا برگردم و اینا رو اینجا بنویسم. راجب پست قبلی هم بگم که اون نارنجیه منم. خوشحالم که تونستم ببینمتون... منظورم همون عکسشه. بقیه بچه ها هم به ترتیب اسم مشخص هستند. امیدوارم که با تصوراتتون از من زیاد فرقی نداشته باشم.

پ.ن.  توضیح اینکه بعضی از عکس ها رو میتونید بزرگ کنید

نوشته شده در  سی و یکم تیر 1385 ساعت 8:36  توسط Jozeph 

الکامپیوتر یا همون Elecomp

همین الان دارم آماده میشم که برم نمایشگاه. دوازدهمین نمایشگاه الکترونیک و کامپیوتر ۲۰۰۶ (Elecomp) از ۲۷ تا ۳۱ تیر توی محل همیشگی نمایشگاههای تهران برگزار میشه. ادامه دارد ...

ادامه: نمایشگاه امسال هم مثل سالهای قبل بود. نه تغییری نه چیزی. نمیدونم شاید چون روز اول بود. این دانشجو بودنم بلاخره به دردمون خورد...!

این گرمای هوا هم کار دستمون داد ... بچه ها همدیگه رو با آب شرمنده کردند.اینم از ویدئوی این جند نفر تو نمایشگاه امروز به حجم 2 مگابایت. شرمنده هنوز نمیشه اینجا به راحتی از غرفه ها فیلم یا عکس گرفت. یا باید مجوز بگیری یا کارت خبر نگاری داشته باشی یا... منم که خیلی ... !

 این چند نفر، همون Rafael و Zaroos و EDi خودمون هستند. البته قرار بود بیشتر از اینا باشیم.

نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 10:49  توسط Jozeph 

وقتی قلبش رو به من هدیه داد

درست ۲۲ سال و ۲۲۲ روز از اون اتفاق بزرگ میگذره ...

 دوستت دارم مامان

و من هنوز نتونستم بهش بگم که چقدر دوستش دارم.

نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 9:1  توسط Jozeph 

° 36

امروز ظهر با چندتا از بچه های قدیم دانشگاه رفتیم که کارت ورود به جلسه آزمون سرارسری کاردانی به کارشناسی رو بگیریم. من سال پیش قبول شدما! چقدر هوا گرم بود (آب معدنی دماوند). ۳۶درجه یا بیشتر! انقدر تو آفتاب (آب معدنی دماوند) چرخیدیم که حالمون داشت بد میشد. انفجار جمعیت هم (آب معدنی دماوند) داشت رخ میداد. تازه ترافیک رو نگفتم. میگم نمیشه کارتهای ورود به (آب معدنی دماوند) جلسه رو بفرستند در خونه ها؟

باجه های توزیع کارت

باید از شغل های جدید استقبال کرد. کار کاره دیگه.... چه آمپول زن باشی چه ویولون زن و یا داد زن. ابزار کار فرق میکنه ولی همه پول کارشون رو میگیرن نه کمتر نه بیشتر!

ضلع جنوب شرقی میدان ولیعصر

پ.ن. (آب معدنی دماوند) : از شدت گرمای هوا هر ۱۰ دقیقه نوش جان می فرمودیم

نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1385 ساعت 20:11  توسط Jozeph 

آغاز Jozeph

همه چیز از یک کتاب شروع شد...  "قطعه گمشده و دایره بزرگ

این کتاب جزو اولین کتاب هایی بود که از شل سیلور استاین، توی ۱۷ سال پیش،  تو ایران به چاپ رسید. درست تاریخ انتشارش ۱۳۶۸ هست . فلش رو دوست دارم چون تلفیقی از صدا و تصویر و خلاقیته! به نظر من اون آخریه از همه مهمتره. یه فیلم وقتی ارزش واقعی پیدا میکنه که با تفکر ساخته بشه، وگرنه همه میشن اسپیلبرگ. اولین کارم رو از اون کتاب الهام گرفتم و تو این ۲ سالی که با برنامه های فلش کار میکنم خیلی تجربه های جورواجور کسب کردم. البته هنوز در حد کلیپ یا همون نوانماست ولی جای پیشرفت دارم. یکی از کارهام رو خیلی دوست دارم ( قصه گو ). بعضی وقتا هم فلش هایی رو میبینم که روم نمیشه بگم منم یه چیزایی بلدم. کارهام رو میتوند رو سایت لطیفه ببینید.

درمورد Jozeph هم بگم که نه مخفف کلمه ای هست نه اینکه آدم معروفیه. توی دبیرستان که بودیم هرکی واسه خودش یه اسم مستعار انتخاب کرد منم چون از اسم یوسف خوشم میومد. گفتم Jozeph و شدم Jozeph.

نوشته شده در  هفدهم تیر 1385 ساعت 20:32  توسط Jozeph 

365 روز سال

تصویر شما از ۳۶۵ روز سال چیه؟

این سوالی بود که از یکی از دوستام پرسیدم و جوابی نگرفتم. تازه وقتی جواب خودم رو هم براش گفتم بهم خندید و گفت: یعنی چی "فصل های سال چجوری کنارهم قرار گرفتند؟". واسه من که اینجوریه نمیدونم شاید شما هم بخندید ولی واقعا توی ذهن من یک سال شمسی که ما داریم توش زندگی میکنیم و هر سال هم تکرار میشه، این مسیر منحنی رو طی میکنه. من که عاشق زمستون و تابستونشم!

نمودار جریان روزها

نوشته شده در  دوازدهم تیر 1385 ساعت 8:1  توسط Jozeph 

بیمارستان

جایی که حداقل یک بار هممون بهش سر زدیم. از تولد بگیر تا انواع و اقسام بیماریها و آخرش هم مرگ. دیروز توی بیمارستان بستری شدم. مسموم شده بودم. انواع و اقسام سرم ها رو امتحان کردم. شانس من رو ببین که شب امتحان باید توی تب ۳۹ درجه باشم. الان که دارم مینویسم ساعت ۵ صبح هستش و ساعت ۲ ظهر امتحان دارم. خدا کنه گند نزنم...

نوشته شده در  دهم تیر 1385 ساعت 5:49  توسط Jozeph 

روانپزشک ها رو دوست دارم

4 تا فیلم تو 4 روز فکر کنم که بدک نباشه! نمیدونم چرا من همیشه روزهای امتحان سینما رفتنم میگیره. نمیدونم شاید مشکل استرس امتحانات رو با دیدن فیلم های مسخره یا بودن تو سینما از خودم بیرون میکنم. واسه همینه مامان و بابا همیشه تو متوجه شدن روزهای امتحانام مشکل دارن. تو سینما فیلم آقا و خانم اسمیت رو امروز دیدم. 20 دقیقه آخرش رو دوست داشتم. روانپزشکها رو دوست دارم. گلزار هم بدک نبود. جای پیشرفت داره.

مرُدم بس که احتمال خوندم. در ظرفی حاوی 3 پرتقال و 4 سیب به نوبت 2 میوه خارج میکنیم. پیدا کنید: الف _ احتمال اینکه هر دو میوه پرتقال باشد وقتی که میوه اول پرتقال بوده است. ب _  احتمال اینکه هر دو رسیده و خوشمزه باشند. پ _ پیدا کنید پرتقال فروش را  ?

نوشته شده در  چهارم تیر 1385 ساعت 18:38  توسط Jozeph 

E-mail
Photo Gallery


Blog Archive
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

Friends

Me at
   Flixster.com
   Last.fm
   Wakoopa.com
   Twitter.com

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM