تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H

 

مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست

 
مهر ماه

این وبلاگ یه چند روزی به علت بازگشایی مدارس تعطیل میباشد

 

نوشته شده در  سی ام شهریور 1385 ساعت 21:12  توسط Jozeph 

چپ یا راست

 

به کلمات زیر نگاه کنید و رنگها رو بگید نه کلمه ها رو...

 

سیاه  سفید  سبز  بنفش  آبی صورتی  سفید  نارنجی  قرمز  سیاه  قهوه ای  سبز  سفید نارنجی  قرمز  سیاه   قهوه ای   سبز  قرمز  سبز   بنفش  آبی  صورتی  سفید  نارنجی

 

خطای دید دیده بودیم ولی خطای مغزی ندیده بودیم!!

تو این حالت نمیکره راست مغز به گفتن رنگها مشغوله در حالیکه نیمکره چپ در حال خوندن کلمات هستش و اینجاست که ممکنه شما به جای رنگهای هر کلمه، خود اون  کلمه رو بخونین.

و اینبار عمو پویا درست زد رو نقطه حساس من یعنی روانشناسی و تستهای شخصیت و آزمونهاش. تازه اونم از نوع جدید و علمی و کلی خارجکی و از این صوبتا ...

خودتون ببینید  اینم نقشه DNA من

 

 

نوشته شده در  بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 20:2  توسط Jozeph 

رابطه تنهایی با اضافه وزن

 

 

 

وقتی یه مرد اینهمه غصه ی تنهایی رو بخوره وزنش زیاد میشه حتی بیشتر از کلی آدم غیر تنها!

 

نوشته شده در  بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 18:37  توسط Jozeph 

تبلیغات کثیف !!

 

کسی در مورد این ۴، ۵ جمله نظری نداره ؟؟

   - در آوردن شماره تلفن در چت

   - باز کردن وب کم دیگران

   - گرفتن پسورد

   - وارد شدن به خونه مردم

   - .....

   و کلی کارهای جالب

 

نمیدونم به تبلیغات این چند روزه بلاگفا دقت کردید یا نه....

نمیخوام بگم خیلی بچه ی پاک و پاستوریزه ای هستم ولی پول دادن واسه این جور چیزا و تبلیغ اون توی این محیط (بلاگفا) شاید یکمی غیر منطقی باشه. اصلنم منکر خدمات ویروس نویسان و هکرین محترم در قبال شرکت های تولید نرم افزارهای ضد ویروس نیستم. قضیه همون قضیه تبلیغات وسط سریال ها و فیلم هاست که هر چقدر هم مردم ناراحت بشن و بد و بیراه بگن تاثیری نداره. تازه میگن جلب توجه هم کردیم!

 

پ.ن: امیدوارم که در اینجا رو به این زودیها تخته نکنن. البته بعید میدونم

 

نوشته شده در  بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 18:21  توسط Jozeph 

سفرهای مارکوپولو قسمت بیست و چهارم

 

نکته: درصورت باز نشدن عکسها در ساعات کم ترافیک مراجعه فرمایید 

 

روز اول

 

ساعت 6 صبح حرکت به سمت بندر انزلی آغاز شد.  مسیر حرکت نشون میده که کلی با ماشین راه رفتیم

 

جاده خیلی شلوغ بود. انگار مردم همه داشتند ما رو تعقیب میکردند. هوا هم خیلی گرم بود طوری که تو جاده  واسمون پنکه نصب کرده بودن

 

 

 600 * 800 

 

600 * 800

 

600 * 800

 

از شانس خوب ما هوا یه تکونی خورد و بلاخره ...  ابر و باد و بارون ...

 

  

رسیدن به انزلی همون و کباب ترش همون. پیشنهاد میکنم اگه تا حالا نخوردید حتما یه امتحانی بکنید.

 

  

دریا هم مثل روزهای بارونی عصبانی به نظر میرسید. کلی گشتیم... تا بلاخره هتل پیدا کردیم. اینبار دیگه خبری از اتاق خالی و سوئیت نبود حسابی قرار بود ولخرجی کنیم. شب بخیر

 

روز دوم

 

  

حرکت به سمت جاده بی نظیر حیران شروع شد. بارون هم مثل سیل ادامه داشت. راننده محترم: مناظر زیبای جاده شما را با خود به اعماق دره ها خواهد برد ... مواظب باشید!

 

600 * 800

 

بازار بندر آستارا جون میداد واسه گشت و گذار و خرید

 

از انواع لباس بگیر تا انواع قاشق و چنگال و لوازم آشپزخونه ....  قابل توجه خانومهای خانه دار

 

600 * 800

 

آش دوغ با کلی سیر، تو اون هوا یه چیزیه!!!

 

600 * 800

 

چراغ هاتون رو روشن کنید. به مه نزدیک میشوید. سرعت ۲۰ کیلومتر در ساعت

 

 600 * 800 

 

و اما اردبیل..... پس از گذشن از گردنه و هوای عالی رسیدیم به اردبیل و زود رفتیم سرعین. هوای سرد مهلت پیاده شدن نمیداد. مردم هم که همه چادر به دست... منظورم چادر خواب هستش.

 

ما هم که از قشر مرفه جامعه بودیم و رفتیم هتل نسترن

 

سوغاتی هم که نگو.... عسل ، سرشیر ، آب گرم ، کباب بناب ...

 

 روز سوم

 

به علت طولانی بودن مسیر از نصب نقشه معذورم

 

حرکت به سوی تبریز....  صبحانه سرشیر با عسل و  دیگه رفت تا............ شب شام

 

دریاچه ای که نامش فاش نشد... تو نقشه هم نبود

 

600 * 800

تو تبریز زیاد نموندیم... فقط اینجا، که اونم ائل گلی یا همون شاه گلی سابق نام داشت و جای قشنگی بود. فکر کنم یکی از تالار های زمان شاه بوده که توش جشن هاشون رو برگزار میکردند.

 

از تبریز تا تهران هم دوباره هوا گرم شد و جاده هم به حالت خشک و بی آب و علف اولیه برگشت. ۴ ساعت رانندگی تو شب و رسیدن به سریال نرگس از دست آوردهای مهم روز سوم به شمار رفت. خلاصه که جاتون خالی کلی خوش گذشت و همش منتظر بودم که برسم تهران و براتون تعریف کنم. امیدوارم از این سفرها نصیبتون بشه.... انشا الله

 

نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1385 ساعت 23:3  توسط Jozeph 

پانوراما - تهران 8 شب

423 * 1500

نوشته شده در  پانزدهم شهریور 1385 ساعت 8:6  توسط Jozeph 

ثبت نام کردم

 

۲۰ واحد بر میدارم

جوون لطف کن مبلغ ۵۷۷۰۰۰ تومان بریز به حساب بانک!

صندوق رفاه  هم که ۳۰٪ وام میده ... .

۴۰۰۰۰۰ تومان میمونه !؟

منم که یه دوهزار تومنی دارم + یه دوربین عکاسی + یه وبلاگ نصفه نیمه + یه مخ تعطیل + کلی چرت و پرت واسه نوشتن و  .....  که رو هم بگیری میشه ۱۵۰۰۰۰ تومان.

۲۵۰۰۰۰ کم میاد ... !

امممم............م

آره دیگه...     ۲۰ واحد حذف میکنم درست میشه ...

 

پ.ن.  و باز هم EDi و دوربینش و اینبار "کامیون عروس"

 

نوشته شده در  دوازدهم شهریور 1385 ساعت 22:48  توسط Jozeph 

دنده عقب

 

دیروز کلی گریه کردم. همینجوری دلم گرفته بود. یاد بچگیم افتادم. هر وقت کم می آوردم و کاری ازم بر نمی اومد، میزدم زیر گریه و منتظر ناز کشیدنِ اطرافیان میشدم. بعضی وقتا با خودم هم لج میکنم. دیروز یه اتفاقایی افتاد که باعث شد خودم رو یه مروری کنم. خیلی عوض شدم. خودم زیاد نمیفهمم ولی بقیه چرا...  انقدر غرق فعالیت ها و مشکلات و کارهای روتین روزمره شدم که خیلی از قرارهام رو با خودم فراموش کردم. زیر قولهام زدم. یادمه به خودم قول داده بودم هیچ وقت مغرور نشم ولی دارم از احساس غرور خفه میشم. یه وقتایی لازمه آدم پا رو بذاره رو ترمز و  دنده عقب برونه. امیدوارم دوباره برگردم به اون نقطه اول و از اونجا شروع کنم. شاید بتونم دوباره خودم رو ببینم. خود خودم رو!

 

800 * 600 

 

 سکوت زيباترين ترانه است اگر بناي آن بر عشق باشد و عشق همان معادله جنون آميزي که ــ تو ــ هستي ات را به قيمت هيچ مي فروشي و سر آخر هم چيزي به نام اعتماد را از دست خواهي داد تا شايد خلاص شوي اما .... دريغ از جرعه اي رهايي

 

نمیدونم مال کیه ولی خیلی قشنگ بود دلم نیومد ننویسم...  با تشکر از فرستنده

 

نوشته شده در  نهم شهریور 1385 ساعت 9:6  توسط Jozeph 

شما منو میبینین!؟

 

دیروز داشتم توی آلبوم یک میلیونی عکسهای سالهای اخیرم وول میخوردم که متوجه یه چیز جالب شدم اونم اینکه توی نصف بیشتر عکسهایی که دارم و گرفتم، اثری از من نیست. جالب اینه که تو اون نصف کمتر هم یه قسمتهایی از بدنم گم شده!

جمله آخر رو همینجوری گفتم ولی جدا میخوام بگم هر وقت یه عکسی رو میبینین و از محتواش لذت میبرین و میگین "عجب عکس قشنگی" بدونین که یکی هم اون پشت... پشت دوربین وایستاده و داره زحمت گرفتن عکس رو میکشه. ممکنه تو عکس نباشه ولی شما دارین چیزی رو که اون دیده و حس کرده، میبینین و حس میکنین. و من هم واسه همینه که همیشه هیچ اثری از خودم تو عکسهام نمیبینم.

ببینم شما منو میبینین!؟

 

نوشته شده در  هفتم شهریور 1385 ساعت 11:7  توسط Jozeph 

و اما ADSL

 

و ما هم اومدیم جزو اونایی که ۲۴ ساعت کانکت هستند و دیگه عذاب و نگرانی DC کردن رو ندارن. تنها مزیتش همینه چون کلی مشکل جدید بوجود آورده از جمله اینکه آی دی کالر رو باید با مودم ADSL به صورت سری بست و گرنه کار نمیکنه یا اینکه بعد از هر ۱۵ دقیقه واسه یه لحظه ارسال یا دریافت اطلاعات نداری و حتما باید از Download Manager ها استفاده کنی. سرعت دانلودشم بین ۴ تا ۷ کیلوبایت متغیره. البته با 64k که من گرفتم. خلاصه اینکه امیدوارم دیگه بتونم هر روز آپ کنم.... البته اگه خودم رو با دانلود کردن خفه نکنم!

 

نوشته شده در  پنجم شهریور 1385 ساعت 8:1  توسط Jozeph 

E-mail
Photo Gallery


Blog Archive
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

Friends

Me at
   Flixster.com
   Last.fm
   Wakoopa.com
   Twitter.com

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM



Free counter and web stats