
آبی: آسمون - دریا - استقلال
سبز: زندگی - جنگل - برگ درخت
قهوه ای: خاک - کوه - ..
سفید: شیر - پرستار بیمارستان - خرگوش - لاک غلط گیر
بنفش: گل - روسری - فیورنتینا
نارنجی: خودم - شهر موشها
زرد: بیماری - خورشید
قرمز: خون - قلب - رز - عروسی - پرسپولیس
سیاه: تاریک - مداد نوکی - قیر
کرم: شکلات - جوراب
طوسی: فیل - جیوه
صورتی: بستنی - پلنگ - آدامس
و کلی رنگ فرعی دیگه که بیخیالش. "اسم . فامیل" که نیست!
پ.ن: قابل توجه کسانی که رنگ با چ بلد نیستند."چیویتی" یا "Chiviti" که این رنگیه (آبی تیره). چیویت، پودری هست که قدیما برای آبی رنگ کردن ملافه ها و پتو های سفید رنگی که با گذشت زمان به رنگ زرد درمیاومدند استفاده میشده. نمیدونم اسمش از کجا اومده ولی به این نام معروف بوده. بهش پودر لاجورد هم میگن. ملافه ها رو با مخلوط آب و این پودر میشستن و به رنگ آبی آسمونی یا خیلی کمرنگ در می آوردن.

♣
نوشته شده در بیست و هفتم مهر 1385 ساعت 17:6 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1385 ساعت 17:33 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در هجدهم مهر 1385 ساعت 19:19 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در هجدهم مهر 1385 ساعت 9:9 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در پانزدهم مهر 1385 ساعت 22:49 توسط Jozeph
|
چهار تا ساندویج ۵۰۰ تومانی یا یدونه ساندویچ ۲۰۰۰ تومانی؟؟
بعضی وقتا انقدر گرسنم میشه که میخوام تواناییهام رو تو خوردن پیتزای خانواده به اثبات برسونم. هر وقتم که خواستم خودم رو به ثبت برسونم یه جورایی نشده و یا نتونستم. تو ساندویچ خوردن زیاد مهارت ندارم ولی فرق ساندویچ آلمانی با مخصوص تنوری با نون اضافه رو میفهمم. دیروزم از قضا رفتیم یه رستوران که با نگاهی اجمالی به لیست غذا ها معلوم شد باید از لیست دسرها انتخاب کنیم !! این هات داگ هم شکر خدا شانسی اون وسط ها پیداش شد ...

من که پنج تا لقمه نون و پنیر رو با یدونه از این ساندویچها عوض نمیکنم. دفعه قبل تجربه نشد و بازم با شکم گرسنه به خونه برگشتیم.
پ.ن: تحقیقات نشون میده که لکه های خون پریشب، اثر ترکیدگی جوش صورت بوده و نه چیز دیگه.. نگران نباشید!
♣
نوشته شده در دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:11 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در یازدهم مهر 1385 ساعت 8:37 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در هفتم مهر 1385 ساعت 18:11 توسط Jozeph
|
شاید بشه دستت رو بگیرم
شاید بتونم خودم رو بهت برسونم
شاید منو بتونی بالا بکشی و شایدم خودم، خودمو بالا بکشم
+++
فکر نکنی یه وقت بهت حسودیم میشه ها! نه!
دلم میخواد پوزت رو بزنم
دلم میخواد ...
ولش کن اصلا!! ببینم تمرین ها رو حل کردی؟
من که هیچ کدومشون رو نتونستم حل کنم. (حل کرده بودمم بهت نمیگفتم)
به استاد حرفی از تمرین نزنی ها!!
با بچه ها هم هماهنگ کردیم. استاد به ما تمرین نداده بوده
او کی ... حواسم جمع هست. دارمت
"۱۰ دقیقه بعد سر کلاس"
آقا اجازه ما بیایم تمرینا رو حل کنیم!
♣
نوشته شده در چهارم مهر 1385 ساعت 22:15 توسط Jozeph
|
♣
نوشته شده در یکم مهر 1385 ساعت 21:17 توسط Jozeph
|