تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H

.: مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست :.

آنچه گذشت...
همه چیز از اینجا شروع شد یا بهتره بگم با تشویق یه بابایی و کمی هم علاقه، اینجانب شروع به نوشتن کردم. یکمی از آمار اینجا بدونید:

  • این آخرین پست در سال ۱۳۸۵ هستش که به عبارتی میشه دقیقا ۱۱۵-امین پست این وبلاگ و باز به عبارتی، هر ۳ روز یک پست که آمار زیاد جالبی نیست ... .. .
  • پر نظرترین پست در سال ۱۳۸۵ اینه و خیلی واضح علاقه به پست های عکس دار رو نشون میده ... .. .
  • این پست و این پست رو خیلی دوست دارم  ... .. .
  • عکس منتخب خودم در سال ۸۵ ... .. .
  • پر بازدید ترین روز حدود ۱۶۴بازدید داشتم که تقریبا چهار برابر میانگین هست ... .. .
  • تعداد چهار عدد از پست ها هم به دلایلی حذف شدند ... .. .
  • وبلاگهای مورد علاقه رو هم که اون کنار میبینید. همه رو دوست دارم ... .. .

تا همینجا کافیه...

بزودی منم یکساله میشم و اگه خدا بخواد ادامه خواهم داد. قبل از شروع سال جدید دعا میکنم و از خدا میخوام تا به من فرصت بده تا یک ساله دیگه تلاش کنم و خودم رو محک بزنم. دوشنبه سفرمون رو آغاز میکنیم. سال تحویل تو اهوازیم. آپ کردن اینجا هم بستگی به ضریب نفوذ تکنولوژی تو استانها داره. بتونم حتما مینویسم. فاز دوم هنوز قطعی نیست. دارم روش کار میکنم.

عید و تعطیلاتش به همه خوش بگذره

نوشته شده در  بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 19:41  توسط Jozeph  Balatarin

ما میآییم.........!

نقشه مسیر حرکت کاروان

در خبر است امسال عید سفری به مناطق جنوبی کشور نصیب ما خواهد شد. احتمالا چند روز دیگه عازم میشیم. مسیر قرمز رنگ فاز اول حرکت رو نشون میده که از دوشنبه آغاز میشه. همینطور که میبینید بازدید از مناطق جنگی در دستور کار قرار داره. منظورم همون بازدید از محله بابا و مامان وقتی کوچک بودند و تجدید خاطرات هستش. بعد از سال تحویل هم احتمالا فاز دوم که با مسیر آبی مشخص شده اجرا خواهد شد.  "وبلاگ نویسان اهوازی، آبادانی و شیرازی! ما میآییم.........!" در ضمن من پیشاپیش نوروز ۱۳۸۶ رو به همتون تبریک میگم. امیدوارم که همتون به آرزوهاتون تو سال جدید برسید.

پ.ن۱: چهارشنبه سوری امسال خیلی سخت گذشت. حسابی سوختم!! البته در حسرت پریدن از آتیش...
پ.ن۲: این پست، پستِ آخر سال 85 نبود!

نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 9:31  توسط Jozeph  Balatarin

Smile Without Expectation

و به یاد بیاور آنگاه که لبخندت را به کوچکترین لبخندی میفروختی...

800 * 600

نوشته شده در  نوزدهم اسفند 1385 ساعت 19:14  توسط Jozeph  Balatarin

باز و بسته
نمیدونم چی شده که این روزها علاقه شدیدی نسبت به باز و بسته کردن چیزها دارم.... از در این وبلاگ گرفته تا باز و بسته کردن در خودکار سر کلاس. حتی وقتی توی دستشوویی دارم به چیزهای بزرگ فکر میکنم، باز و بسته کردن شیر آب سرد و گرم در دستور کار قرار داره!!

یه اتفاق کاملا خوشکل هم از دیشب تا حالا واسه ADSL 64k من افتاده که حسابی ذوق کرده ام. سرعت ارسال و دریافت اطلاعات دقیقا ۳ برابر یا بیشتر شده که تقریبا تو مایه های 256k عمل میکنه. فکر نکنم به مناسبت ایام عید یا اینجور برنامه ها باشه؟! اگه کسی دلیلش رو میدونه توضیح پلیز...

نوشته شده در  هفدهم اسفند 1385 ساعت 10:6  توسط Jozeph  Balatarin

The Return of The King
همین حالا زلزله ای ۸ ریشتری در این نقطه از فضای مجازی به وقوع پیوست و همه چیز رو به حالت اولش برگردوند. دلیل منطقی تر از این؟

نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1385 ساعت 18:15  توسط Jozeph  Balatarin