♣
نوشته شده در بیست و هشتم شهریور 1386 ساعت 23:0 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 2:34 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در بیستم شهریور 1386 ساعت 8:46 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در هفدهم شهریور 1386 ساعت 8:31 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386 ساعت 8:36 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در سیزدهم شهریور 1386 ساعت 6:13 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در دهم شهریور 1386 ساعت 0:14 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در نهم شهریور 1386 ساعت 0:12 توسط Jozeph
تا حالا شده توی تاکسی در کیفتون رو باز کنید و با گوشی تلفن خونتون روبرو
بشید؟!
گاهی وقتا بعضی اتفاق ها نشون میده که داریم یک سوم اول زندگی رو پشت سر
میگذاریم. خیلی چیزها عوض شده یا در حال تغییره و سن و سال وقتی از
حد و حدودی بگذره، آدم دیگه ساکن تر میشه و تغییر ناپذیرتر. دیگه به سختی
میتونیم رفتارهایی رو که برامون جا افتاده و بهشون عادت کردیم، تغییر
بدیم. کم دقتی و هواس پرتی از شاهکارهای این روزای منه...
تازگیها دارم به تفاوتهای جدیدی در خودم پی میبرم. مثلا اینکه فرقی بین کُلْفَتْ و نوکر واسه ی من وجود
نداره. یعنی اصلا برام تفاوتشون تعربف نشده یا مثلا کلمه لباس به عنوان فقط پیراهن برام معنی داره نه شلوار یا هر دو !!

پ.ن۱: Simpsone خودتون رو
بسازید. (منبع از وبلاگ
صفا)
پ.ن۲: پیشنهاد میکنم چند دقیقه ای روی این پست با اسپیکرهای روشن
توقف نمایید.
♣
نوشته شده در پنجم شهریور 1386 ساعت 0:34 توسط Jozeph
♣
نوشته شده در دوم شهریور 1386 ساعت 0:16 توسط Jozeph