فرض کنید اگه بدن ما آدما میتونست برای یه مدت طولانی دمای °0 سانتی گراد رو تحمل کنه و همچنین پیش فرض هایی چون نبودن هیچ گونه امکانات گرمایشی اعم از گاز، نفت، بخاری، آتش، لباس و ... رو قبول کنیم اون وقت میشه گفت که میتونیم تو روزهایی که دمای هوا به زیر صفر و حتی به °20- درجه میرسه، خودمون رو با رفتن توی دریاچه ها و حتی شنا کردن توی آبهای °0 با سطح های یخ زده، گرم نگه داریم.
همه ی اینا به خاطر همون جمله ی ساده و قدیمی هستش که "آب در صفر درجه یخ میزند" و یا این که دمای آب هیچ وقت زیر صفر درجه نمیره!


اضافه شد: فرضیه های یک دیوانه - قسمت اول
پ.ن: احتمالا دو سه هفته ریویویه مطالب قبلی رو خواهیم داشت. دست به گیرنده هاتون نزنین!!![]()
ماجرا از دیشب شروع شد. دیشب که از شدت بی خوابی و عذاب وجدان اون پستهای پشت هم رو نوشتم یه آرزو کردم. از اون آرزوهای خودخواهانه و همیشگی. بهش گقتم یعنی میشه فردا صبح که از خواب بیدار میشم همه جا پر ار برف شده باشه جوری که همه ی مدرسه ها و دانشگاه ها و اداره ها رو تعطیل کنن همه تو برف گیر کنن و کلا یه حالات فوق العاده که تاحالا ندیدیم؟!
و اینم از ادامه ماجرا... ساعت ۶:۱۰ صبح جلوی ایستگاه اتوبوس
امروز مجبور بودم واسه گرفتن کارت ورود به جلسه برم دانشگاه و اینم از اول جاده رودهن که داشت کمکم یخ میزد. دانشگاه کولاک شدید بود و همچنین نیمه تعطیل. یه نکته ی قشنگ اینکه اگه میخواین شیشیه ماشینتون توی برف و سرما یخ نزنه میتونین از پیاز یا آب پیاز استفاده کنید و نکته ی بعدی هم اینکه حتما قبل از حرکت یه سری به دستشویی بزنید تا مجور نشید وسط برف و سرما ...

اینم از پارک ملت امسال. تازگی ها هم که دیگه خبر زیادی از آدم برفی نیست. یعنی حوصله اش نیست. شایدم نسلشون داره منقرض میشه... فعلا سر سره بازی روی برف مد شده اونم با کیسه و دوتا دوتا و چندتا چندتا!


آدم برفی/یخی های عجیب قریب جلوی در ورودی پارک
من نمیدونم اینا چرا هی پارو می کنن. بابا شاید برف کم بیاریم
ولی جدا خسته نباشین.

امروز محبت مردم به هم، جند برابر شده بود. فکر کنم تاثیرات برف باشه. باور کنید![]()
افریل در حال زمزمه کردن جملاتی است که به نظر مانند آیه های انجیل می رسد:
و در این حین، زمان زایمان او فرا رسید. او پسرش رابه دنیا آورد. سپس نوزاد تازه متولد شده را درون گهواره ای در اسطبل جای داد. از آنجا که اتاق خالی ای در میهمان خانه نبود، او در یک اسطبل متولد شد.
زایران به سمت محوطه ی بیرونی میهمان خانه به راه افتادند و مقابل غاری توقف کردند. بوی خاصی که از آغاز می آمد اسطبل بودن آن را نشان می داد. ناگهان سکوت با گریه ی نوزادی شکسته شد ... "
راز تولد \ Jostein Gaarder
کی به کیه
کریسمس خوش بگذره
بابا نوئل رو دیدید سلام ما رو هم برسونید
جورابهاتون رو فراموش نکنید
عجب کادو های رنگارنگی کنار درخت گذاشتین ...
اینا همون چیزهاییه که همیشه این روزها به ذهنم میرسه ولی هیچ وقت تجربشون نکردم.
راستش رو بگم الان دیگه نای نوشتن ندارم، ساعت رو یه نگاه بندازید! فقط بگم که غذا ها عبارت بودند از: میشل استروگف(بیف استراگانف) با گوشت زبان - شیرین پلو با مرغ - میگو سوخاری با سس سیر - حلیم بادمجان فرد اعلا - الویه به مقدار زیاد به همراه 40 نفر ...
البته من که فقط نظاره گر بودم. گلودرد - چشم درد - پادرد - تب و لرز
حیف........