چه کنم با غم رسوایی دل؟ دعوتید به شش کلمه ای: اسپایدر مرد / غریبه / گلی / دختر پارسی / نیاز پ.ن: قوانین بازی رو هم خودتون بگردید پیدا کنید. منم تا همینجاش رو فهمیدم همه چیز با سنتوری آغاز شد و سفری تقریبا سه ساعت و نیمه... دو سه روز، زندگی تو شهر آشتیان و ملاقات با دوستان دوران دانشگاه و جدایی از زندگی کلان شهر تهران و آرامش و هوای پاکی که همیشه دوستش میدارم، خیلی برام مفید بود. به قول بچه ها شهری مرده و ساکت که با ۱۵ دقیقه میشه کل شهر رو دور زد و از این ها پیدا کرد. از این خوردنی های خوشمزه! و هوایی خواب آلود که مانع از جمع شدن رخت خواب ها میشد. جالب اینکه هر روز ۱۰ دقیقه مونده به شروع کلاس بیدار میشدیم. و دانشگاه همش دو تا کوچه با خونمون فاصله داشت. اینم از ظهور تکنولوژی سرمایشی و گرمایشی سقفی تو کلاسهای دانشگاه که اینجانب تا به حال ندیده بودم و در ادامه ی ظهور تکنولوژی: www دار شدن آدرس ایمل ها برو بچه های دانشجو در خیابان دانشگاه: EDi و Rafael و ... و در ادامه بقیه ی عکسهای محوطه ی دانشگاه آزاد آشتیان اینم از هنرهای تجسمی و تخیلی بچه ها روی دیوار خونه که خوشبختانه زیاد قابل تشخیص نیست و بازگشت و همه چیز دوباره از نو پ.ن: یادم باشه که بعدها یه پست راجب تصمیماتم توی سفر به شهر های کوچک برای زندگی و جدا شدن از زندگی ماشینی بنویسم. Close your eyes and I'll kiss you, Jim Sturgess - All My Loving from Across The Universe 1.19 MB هله هوله خورهاش بنویسند وقتی برایش قایق میساختم. نگاهش به دستانم خیره بود. برایم قایقی ساخت با همان دستان رنگی و شمعی و سفالی... و مرا برد به بیکران آبها، دریاها و پاکی ها. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران/چادر کودک و نوجوان/انجمن اُریگامی(کاغذ و تا) روباه کجا بود...! این روزها هم نوع به هم نوع رحم نمیکند. پ.ن: تکراری بود؟ زندگی خودش یه تکراره بزرگه! خیلی چیزها رو دیر فهمیدم. اما بلاخره فهمیدم!! پ.ن: کسی از این شعب مخفی بانک صادرات خبری داره، ما رو بی خبر نذاره. و همچنین خوشحالیم که او هم دوباه مینویسد. به سادگی رفت و به سادگی برگشت... "ما هم دوباره مینویسیم. خستگی، امانمان را بریده بود و بریده است. ولی خاطرتان جمع که به این زودیها دست از سرتان بر نمیداریم. باشد که شما نیز بمانید و بخوانید آنچه را که ما میبینیم، مینویسیم و میدانیم." از بیانات شیخ جوزف معروف![]()
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -








![]()

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

Tomorrow I'll miss you;
Remember I'll always be true.
And then while I'm away,
I'll write home every day,
And I'll send all my loving to you.
I'll pretend That I'm kissing
the lips I am missing
And hope that my dreams will come true.
And then while I'm away,
I'll write home every day,
And I'll send all my loving to you.
All my loving I will send to you.
All my loving, darling I'll be true.
Close your eyes and I'll kiss you,
Tomorrow I'll miss you:
Remember I'll always be true.
And then while I'm away,
I'll write home every day,
And I'll send all my loving to you
All my loving I will send to you.
All my loving darling I'll be True.
All my loving All my loving ooh
All my loving I will send to you
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تا به سمتشان حرکت نکنم و برایشان تلاش، آنها هرگز به سمتم نمیآیند. حتی اگر کوچک و دست یافتنی باشند.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -



