تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H

 

مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست

 
نفرین بر سرنوشت

آسمان چشم او آيينه كيست
آنكه چون آيينه با من روبرو بود
درد و نفرين درد و نفرين بر سفر باد
سرنوشت اين جدايي دست او بود

.....

گريه نكن كه سرنوشت
گر مرا از تو جدا كرد
عاقبت دلهاي ما
با غم هم آشنا كرد
آه با غم هم آشنا كرد
چهره اش آيينه كيست
آنكه با من روبرو بود
درد و نفرين بر سفر
اين گناه از دست او بود
آه اين گناه از دست او بود
من گلي پژمرده بودم
گر تو را صد رنگ و بو بود
آنچه كردي با دل من
قصه سنگ و سبو بود
اي دلت خورشيد خندان ... سينه تاريك من
سنگ قبر آرزو بود
آه سنگ قبر آرزو بود

هوشمند عقیلی - نفرین  ۲مگابایت

نوشته شده در  بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 22:44  توسط Jozeph  Balatarin

Euro 2008 Pics ~ Part-1

نوشته شده در  بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 13:43  توسط Jozeph  Balatarin

وقتی فقط ۲۴ ساعت فرصت دارم


دروغ نگم تا به حال بهش فکر نکرده بودم. نه اینکه برام مهم نبوده... ولی همیشه زندگیم رو کوتاه میدیدم.
توی این ۲۴ ساعتی که برام مونده و اجازه دارم ازش استفاده ی کامل رو ببرم... اولا سعی میکنم عجله ای توی انجام کارها نکنم و استرسی هم نداشته باشم.

اگه بتونم تو دقایق اول، کارهام رو جور میکنم تا از ایران برم و تجربه ی زندگی، خارج از این آب و خاک رو داشته باشم. البته بلیط برگشت رو هم واسه ۲۴ ساعت بعد رزرو خواهم کرد.

اگه کسی از قضیه مرگ من خبری نداره، میزارم تا توی خماری بمونه... و نامه که نه ولی یه صدایی از خودم شاید ضبت کنم و باهاشون حرف بزنم. از دوست داشتن ها و نداشتن هام بگم. مخصوصا اونایی رو که نمیتونستم رو در رو بگم و حالا میتونم. از آرزوهام بگم و فکرهام که ناگفته موندند و هیچ کس بهشون بهایی نداد... در آخرشم میگم: دوستتان دارم

واسه نهار یکی کمه... دو تا پیتزا خانواده سفارش میدم که یکیشم باید پپرونی باشه با سس تند!

احتمالا وبلاگ رو هم دلیت میکنم تا شما ها سره کار نباشید و البته شایدم روزی دوباره از نو ساختمش!!

و از همه مهم تر برای خودم دعا میکنم به امید رستگاری

نمیدونم دیگه... چیز زیادی نمیخوام. من دیگه آماده ام

ممنون از دنیای عزیز که منو به بازی دعوت کرد و منم دعوت میکنم از خاک ، Horizon ، صادق ، Idiot ، اسپایدرمرد ، ایلیا و اونایی که فکر میکنند چیزی برای گفتن دارند.


پ.ن۱: زن ها فرشته نـــیستند...
پ.ن۲: تاریخ و ساعت این پست هم بر میگرده به علاقه ام به مرگ بی دردسر در خواب

نوشته شده در  بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 2:36  توسط Jozeph  Balatarin

This is my mind

 

نوشته شده در  بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 11:21  توسط Jozeph  Balatarin

اسم من از یاده تو رفت...

اسم من از یاده تو رفت
ای آنکه در آیینه ای
این چهره ی خسته منم !

این آه سینه سوزه من
دیواره سرد فاصله است
بین من و هم سخنم

فریاد من، سکوت تو
لب تو باز و بی صدا
عروسکی به شکل من، غریبه اما آشنا
نگاه مات تو به من، مثل نگاه دشمنه
جسم تو گرمی نداره
مگر تنت از آهنه !؟

سکوت تو یه فاجعه است برای همصدای تو
شکسته در گلو چرا طنین نعره های تو !!!

توکه خوده منی چرا
غریبه ای برای من، منو صدا نمیکنی
تو قاب سرده آینه
به سوی من نشسته ای، منو رها نمیکنی

شکسته لحظه لحظه ام، یه عادته برای تو
پرنده ی نگاه من اسیره در هوای تو
چرا تو که خوده منی سکوتت و نمیشکنی
به من بگو چه میکشی تو قاب سرده آهنی

تو غربت نگاه تو که با نگاهم آشناست
یه دنیا حرف گفتنیست
ولی لب تو بی صداست

ستّار - تصویر  ۲مگابایت

نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1387 ساعت 13:19  توسط Jozeph  Balatarin

87 بازدید در ساعت

ببینید پست قبلی چه بر سر آمار وبلاگ آورد

 البته همه چیز به قرار گرفتن لینک پست توی بالاترین بر میگرده... تقریبا ۱۰۰۰ نفری که از اونجا وارد وبلاگ شدند رتبه وبلاگ رو تا رده ی پنجم بالا کشیدند

با تشکر از اونایی که از روی قایق موتوریشون توی اقیانوس اطلس در حوالی خط استوا، از وبلاگ دیدن کردند

نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1387 ساعت 13:27  توسط Jozeph  Balatarin

37 کیلومتر در 5 ساعت

این درسته که طولانی ترین ترافیک دنیا بین لیون و پاریس با طول ۱۷۶کیلومتر بوده، اما...

اتوبان تهران - کرج  .  ۱۴خرداد ۸۷

شاید طولش زیاد نباشه ولی با این جمعیت مشتاق، احتمالا تا شب اوضاع همین گونه خواهد بود. الانم که ساعت ۱۲:۳۰ هست و ما برگشتیم خونه. اون ۳۷ کیلومتر هم توی ۳۰ دقیقه طی شد

و این بود سفر نیم روزه ی ما به شمال کشور...

نوشته شده در  چهاردهم خرداد 1387 ساعت 12:41  توسط Jozeph  Balatarin

40 - 45

وقتی ۴۰ - ۴۵ سال اختلاف سنی داشته باشین
خیلی چیزها رو نمیفهمی و نمیفهمند

نوشته شده در  دوازدهم خرداد 1387 ساعت 13:10  توسط Jozeph  Balatarin

کریس دی برگ آمد!

همه چیز با A Rainy Night In Paris شروع شد و من فقط ۱۶ سال داشتم. با وجود اینکه آهنگهای خارجی کمتر گوش میدم ولی برام زیبا بود و است. با The Lady In Red زندگی کردم و با The Last Time I Cried به فضا میرفتم. با I'm Not Crying Over You اشکها ریختم و با Girl به رویاهام رسیدم. Spanish Train هم که جای خود دارد... و اینم از بهترین من Borderline (اولین کارهای مولتی مدیای من - 1380)

و بلاخره او آمد...

کریس دی برگ در ایران

سرانجام بعد از این همه اخبار ضد و نقیض، Chris de Burgh به ایران اومد. آلبوم جدید گروه آریان هم چند روز پیش به بازار اومد که یکی از ترک ها رو با دی برگ کار کردند و خوب هم شده. اگه دوست دارید میتونید چند لحظه صبر کنید و قسمتی از اون رو از روی وبلاگ بشنوید.

اجرای زیبای کریس دی برگ با اعضای گروه

لینکهای مرتبط: BBC News - رادیو زمانه

اضافه شد: توی روزنامه خبر از برگزاری کنسرت، تو تابستون یا اواخر سال جاری بود که مجوز هم لازم میباشد

پ.ن: پیشنهاد میکنم آلبوم چهارم گروه آریان، به نام بی تو با تو رو به صورت Original تجربه کنید

نوشته شده در  نهم خرداد 1387 ساعت 21:18  توسط Jozeph  Balatarin

شکر و نمک

واسه شیرین کردن زندگی فقط کافیه جای شکر و نمک رو عوض کنید!!
کاری که مامان توی این هفته انجام داده بود و کسی نفهمید.
و بلاخره ماست و خیار بود که همه چی رو لو داد.

پ.ن: خدا به مربای توت فرنگی رحم کرد!

نوشته شده در  پنجم خرداد 1387 ساعت 13:50  توسط Jozeph  Balatarin

و گاهی از اینها لازم است!

پ.ن۱: دوباره خرداد ماه و امتحانات و باقی قضایا ...
پ.ن۲: تست کنید

نوشته شده در  یکم خرداد 1387 ساعت 22:11  توسط Jozeph  Balatarin

E-mail
Photo Gallery


Blog Archive
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

Friends Blogs

Other Links
Latifeh
جشنواره شعر صلح
سینمای ما
Persian Data
بدون کنکور
Photodom
پی سی دانلود
Panoramio

Me at
   Flixster.com
   Last.fm
   Wakoopa.com
   Twitter.com

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM