نمیخوام همه گناه ها رو گردن کامپیوتر بندازم ولی بدون شک یکی از دلایل اصلیش، همین سیستم الکترو مکانیکی یا به بیان ساده تر"چرخ گوشت" میتونه باشه. یادمه اولین بار عملکرد کامپیوتر رو با مثال چرخ گوشت واسمون تشریح کردند.
انتخاب همیشه از بین دو یا چندتا چیز انجام میگیره و وقتی یکی رو انتخاب میکنی یعنی باید قید اونای دیگه رو بزنی. از وقتی این جعبه جادویی جدید وارد زندگی من شد موسیقی رو کنار گذاشتم. یادمه تازه خونمون رو عوض کرده بودیم و من تازه داشتم سیم سُل رو یاد میگرفتم. ویولن رو دو سال ادامه دادم ولی... . اهل ورزش و رشته خاصی نبودم ولی با ورود PC، خونه نشین شدم. به اضافه هشت کیلو اضافه وزن... . میزان اعتیادم به قدری بود که توی هر ۲۴ ساعت ۱۲ ساعت رو بهش اختصاص میدادم و هنوز هم میدم. مُنکر پیشرفت خودم تو زمینه تکنولوژی و فنآوری و اینترنت نیستم. ولی همیشه حسرت خیلی چیزها رو که به واسطه این ماشین جادویی از دست دادم یا دارم میدم، میخورم. (مثل چشم هام)
شاید آرزوها و اهداف زندگی من زمانی شکل گرفتن که من چیزی جز رایانه نمیشناختم و نمیدیدم. هنوز هم دوستش دارم و نمیتونم خاموش بودنش رو تحمل کنم. همیشه یه راه بازگشت یا تغییر وجود داره اما آبی رو که به جوی رفته نمیشه دوباره برگردوند. آدما همیشه کلی تلاش و برنامه ریزی میکنند تا به چیزهایی که آرزو دارند و هدفشون شده، برسند ولی وقتی شروع میکنند که خواسته های جدید جای اون قدیمی ها رو گرفته!
♣
نوشته شده در هفتم آبان 1385 ساعت 18:32 توسط Jozeph
|