انقدر سریع گذشت که یادمان رفت سال تحویل برای خودمان دعا کنیم و برای سال جدید
نقشه بکشیم... مسافرت امسال هم با تمام خوبی ها و بدی هایش زود تمام شد و همه چیز
به حالت اول برگشت. در طی سفر ۳۵۰۰ کیلومتری، تقریبا ۲۱۰ لیتر بنزین سهمیه بندی شده
مصرف کردیم!
شیراز هم شهر قشنگ و آرومی بود. با وجود عید دیدنی های فراوان و دید و
بازدید های گروهی و دیدن مهمون های روز قبل، تو دید و بازدید های روز
بعد، روزهای آخر خودم رو از برنامه عید دیدنی بیرون کشیدم و سری زدم به اینجا
ها:

به قول پسر عمه، نارنجستان قوام یک
طرف، سعدی و حافظ و بقیه ی آثار تاریخی شیراز یک طرف... باغی پر از درختان نارنج و
ساختمان های آینه کاری شده با سقف های پر از طرح و نقش به اضافه ی
عطر بهار نارنج که دیوانه کننده است. باید بودید و میدیدید...


سوتی: اینجانب به همراه پسر عمه عزیز و همچنین
گروهی از مردم بیگناه، به تصور اینکه اینایی که تو عکس پایینی
میبینید، نمادهایی هستند از لباس های زنان و مردان آن دوران، شروع به عکس
برداری ازشون نمودیم و در آخر متوجه شدیم که بر خلاف تصورمون،
اینا بازدید کنندگانی بودند که لباس اجاره کرده بودند و عکس
یادگاری میگرفتند!؟


و این هم عکسهایی از خانه ی زینت الملوک که در نزدیکی نارنجستان قرار داشت...
اینم خودشه


و بقیه ی مجسمه ها...
کتیبه حقوق بشر
آتوسا دختر کورش کبیر
باربَد شاعر دربار خسرو پرویز
شاپور ساسانی پسر اردشیر
منصور حلاج
بابا کوهی
سعدی شیرازی
کریمخان زند
لطفعلی خان زند
آقا محمدخان قاجار
میرزای شیرازی
محمد نمازی
اینم از بام شیراز

یه سری هم به دانشگاه شیراز زدیم. خوابگاه، کتابخونه، استخر، شهدای
گمنام و رصدخونه ...


و بلاخره به پایان آمد این سفر و به اتمام رسید عکسهای
اینجانب. ممنونم که باهام همراه بودید
عکس منتخب پایانی

♣
نوشته شده در چهاردهم فروردین 1387 ساعت 11:14 توسط Jozeph
|