تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H - سفر آشتیان را چگونه گذراندید؟

.: مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست :.

سفر آشتیان را چگونه گذراندید؟

همه چیز با سنتوری آغاز شد و سفری تقریبا سه ساعت و نیمه...

دو سه روز، زندگی تو شهر آشتیان و ملاقات با دوستان دوران دانشگاه و جدایی از زندگی کلان شهر تهران و آرامش و هوای پاکی که همیشه دوستش میدارم، خیلی برام مفید بود.

 به قول بچه ها شهری مرده و ساکت که با ۱۵ دقیقه میشه کل شهر رو دور زد و از این ها پیدا کرد. از این خوردنی های خوشمزه!

و هوایی خواب آلود که مانع از جمع شدن رخت خواب ها میشد. جالب اینکه هر روز ۱۰ دقیقه مونده به شروع کلاس بیدار میشدیم. و دانشگاه همش دو تا کوچه با خونمون فاصله داشت.

اینم از ظهور تکنولوژی سرمایشی و گرمایشی سقفی تو کلاسهای دانشگاه که اینجانب تا به حال ندیده بودم

و در ادامه ی ظهور تکنولوژی:  www دار شدن آدرس ایمل ها

برو بچه های دانشجو در خیابان دانشگاه: EDi و Rafael و ...

 و در ادامه بقیه ی عکسهای محوطه ی دانشگاه آزاد آشتیان

اینم از هنرهای تجسمی و تخیلی بچه ها روی دیوار خونه که خوشبختانه زیاد قابل تشخیص نیست

و بازگشت و همه چیز دوباره از نو

پ.ن: یادم باشه که بعدها یه پست راجب تصمیماتم توی سفر به شهر های کوچک برای زندگی و جدا شدن از زندگی ماشینی بنویسم.

نوشته شده در  بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 1:2  توسط Jozeph  Balatarin