تبليغاتX
J.O.Z.E.P.H - دنده عقب

 

مقصد اگر تو را تسخیر قله هاست ، باید همیشه رفت ، باید همیشه خواست

 
دنده عقب

 

دیروز کلی گریه کردم. همینجوری دلم گرفته بود. یاد بچگیم افتادم. هر وقت کم می آوردم و کاری ازم بر نمی اومد، میزدم زیر گریه و منتظر ناز کشیدنِ اطرافیان میشدم. بعضی وقتا با خودم هم لج میکنم. دیروز یه اتفاقایی افتاد که باعث شد خودم رو یه مروری کنم. خیلی عوض شدم. خودم زیاد نمیفهمم ولی بقیه چرا...  انقدر غرق فعالیت ها و مشکلات و کارهای روتین روزمره شدم که خیلی از قرارهام رو با خودم فراموش کردم. زیر قولهام زدم. یادمه به خودم قول داده بودم هیچ وقت مغرور نشم ولی دارم از احساس غرور خفه میشم. یه وقتایی لازمه آدم پا رو بذاره رو ترمز و  دنده عقب برونه. امیدوارم دوباره برگردم به اون نقطه اول و از اونجا شروع کنم. شاید بتونم دوباره خودم رو ببینم. خود خودم رو!

 

800 * 600 

 

 سکوت زيباترين ترانه است اگر بناي آن بر عشق باشد و عشق همان معادله جنون آميزي که ــ تو ــ هستي ات را به قيمت هيچ مي فروشي و سر آخر هم چيزي به نام اعتماد را از دست خواهي داد تا شايد خلاص شوي اما .... دريغ از جرعه اي رهايي

 

نمیدونم مال کیه ولی خیلی قشنگ بود دلم نیومد ننویسم...  با تشکر از فرستنده

 

نوشته شده در  نهم شهریور 1385 ساعت 9:6  توسط Jozeph  Balatarin

E-mail
Photo Gallery


Blog Archive
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

Friends Blogs

Other Links
Latifeh
جشنواره شعر صلح
سینمای ما
Persian Data
بدون کنکور
Photodom
پی سی دانلود
Panoramio

Me at
   Flixster.com
   Last.fm
   Wakoopa.com
   Twitter.com

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM