خواب های وبلاگی
عکس از Zaroos
این مدت که همه جا سوت و کوره و منم دیر به دیر به اینجا یه تکونی
میدم، خوابهای عجیب و غریبی به سراغم میاد. در آخرین خوابی که دیشب دیدم، با یکی
از بروبچه های بلاگستان دم در یه ساندویچی توی خیابون ولیعصر
ملاقاتی کاملا اتفاقی داشتم و هر دوتامون کلی کیفور شدیم. کیش؟ رو
نمیگم. شاید بعدا به خودش گفتم.![]()
نمیدونم اینا از دوری شما هاست یا از تنهایی خودم!
پ.ن۱: یک هفته سرما خوردگی حسابی زمین گیرم کرد. مواظب خودتون باشید![]()
پ.ن۲: پرشین گیگ هم کم آورد. فکر کنم اینجا هم داره ثانیه های آخر وجودیش رو میگذرونه. انتظارش رو میکشیدم و ناراحت نیستم. هر چی خیره همون میشه دوستان همیشگی و خوبم









