خردادِ پر هیاهو و روزهای خشک و بی روحی که توی پادگان میگذرونم و آماده بودن های احتمالی و الکی این روزها... این است حال هوای این روزهای من! بدون هیچ فرصتی برای نوشتن، فکر کردن، و خندیدن. این روزها فقط زمان میگذرد و من را هم به دنبال خود میبرد.

بگذریم...

جمعه ای که گذشت، اولین جمعه بعد از این چند ماه بود که دوباره با سرزمین پارسی همراه شدم و کلی از انرژی و روحیه ی از دست رفته ام رو دوباره بدست آوردم. برنامه تور این هفته بازدید از گلی بود با نام "سوسن چلچراغ" که توی روستای داماش از توابع استان گیلان رشد میکنه و مردم در فصل و زمان خاصی از سال برای بازدید این گل به اون منطقه میروند. چهار، پنج ساعت مسیر طولانی و قسمتی هم پر پیچ و خم رو طی کردیم تا به آخرین شاخه های باقی مونده از گل سوسن برسیم. اینم یکی از اون شاخه های باقی مونده:

سوسن چلچراغ

جایتان خالی اتوبوسی داشتیم در حد یک دی جی متحرک که بر خلاف ظاهر ساده، از امکانات و سیستم های خاصی برخوردار بود

اینم یکی دیگه از حرکات طبیعت دوستانه ای که سرزمین پارسی انجام داد و زباله های اون منطقه رو جمع آوری کرد...

و بقیه عکس ها

پ.ن:این روزها خیلی تلاش میکنم که باشم ولی هنوز ...